۱۳۸۸ آبان ۲۷, چهارشنبه

بازتاب گسترده نامه رهبر جنبش به پادشاه عرستان سعودي در روزنامه هاي و سايت هاي عربي




اتهم طهران بهدم مساجدهم وتمزيق مصاحفهم مطالبا المملكة بالتدخل

جماعة جند الله الإيرانية تناشد العاهل السعودي إنقاذ أهل السنة من نجاد


وجه زعيم جماعة جند الله السنية الإيرانية المعارضة، عبدالمالك ريجي، مناشدة إلى خادم الحرمين الشريفين الملك عبدالله بن عبدالعزيز، ليعتني بقضية أهل السنة في إيران، مشيرا إلى ما يتعرضون لأبشع أنواع الاضطهاد، والتعدي على حقوقهم الإنسانية والدينية.
وقال ريجي في رسالته إلى الملك عبدالله "قبل ثلاثين عاما لم يكن يوجد في أي نقطة من العالم الإسلامي، شيء يسمى حرب الشيعة والسنة، فهذه الفتن كلها من اختراعات نظام طهران، والشعب البلوشي المسلم، وأهل السنة في إيران، هم جزء من ضحايا هذه السياسة اللئيمة، التي يمارسها حكام إيران".


سايتهايي كه نامه امير عبدالمالك را نشر كردند:
l

نامه رهبر جنبش مقاومت به پادشاه عربستان در روزنامه هاي عربي



عبدالمالك ريجي: القوات الإيرانية مزقت «القرآن» وألقته في «المجاري»
«جندالله» تستغيث بخادم الحرمين: سُنة إيران يتعرضون للاضطهاد
كتب أحمد زكريا: ناشد زعيم جماعة جند الله السنية الايرانية المعارضة عبدالمالك ريجي خادم الحرمين الشريفين الملك عبدالله بن عبدالعزيز ان يعتني بقضية اهل السنة في ايران مشيرا الى ان السنة في ايران يتعرضون الى ابشع انواع الاضطهاد والتعدي على حقوقهم الانسانية والدينية.

وخاطب ريجي الملك عبدالله في رسالة حصلت «الوطن» على نسخة منها قائلا: «قبل ثلاثين عاما لم يكن يوجد في اي نقطة من العالم الاسلامي شيء يسمى حرب الشيعة والسنة، فهذه الفتن كلها من اختراعات نظام طهران، والشعب البلوشي المسلم واهل السنة في ايران هم جزء من ضحايا هذه السياسة اللئيمة التي يمارسها حكام ايران».

وتابع: «جرائم طهران خلال العامين الماضيين تجاوزت اعدام أكثر من ألفي شاب من ابناء اهل السنة، وذلك بحجج واهية ودون ان يتمكنوا من الحصول على محاكمات عادلة وهو الأمر الذي لم يحدث له مثيل حتى في فلسطين المحتلة».


وذكر ريجي ان النظام الايراني قام بهدم مساجد عديدة لاهل السنة في مدن مشهد وشيراز وصالح آباد وسرباز، وتم تسويتها بالارض فضلا عن هدم مدارس دينية عديدة مشددا على ان القوات الايرانية قامت بتمزيق القرآن الكريم والقائه في المجاري، وهو ما تم تصويره لاثبات الوقائع المؤلمة.

وافاد ريجي ان عددا من علماء اهل السنة في ايران قد تعرضوا للاغتيالات بأبشع الطرق موضحا انه في العام الماضي تم اعدام اربعة علماء من كبار علماء السنة وهم الشيخ محمد يوسف ملازهي والشيخ يوسف، والشيخ صلاح الدين، والشيخ خليل عبدالرحمن، وكان ذنبهم الدفاع عن عقيدتهم وعن صحابة النبي صلى الله عليه وسلم.


وشدد ريجي على ان نساء البلوش لم يسلمن من اعتداءات جلاوزة طهران معربا عن اسفه كون الدول العربية لم تقم ولو مرة واحدة بطرح ومناقشة موضوع اهل السنة في ايران حتى وان كان من باب الرد على التدخلات الايرانية او من باب مناصرة اخوانهم في الدين.


واوضح ريجي ان نظام طهران وبسياساته المتبعة اجبر الشعب البلوشي على حمل السلاح للدفاع عن نفسه ولجم السياسة الاجرامية التي تمارس ضده مشيرا الى انه لم يبق امام البلوش سوى الدفاع عن انفسهم.

وتابع ريجي في رسالته قائلا «اذا لم يعلن نظام طهران عن استعداده لاعطاء اهل السنة والشعب البلوشي حقوقهم فان هذه الحرب سوف تستمر».


واختتم الرسالة بقوله «اننا نطلب من جلالتكم بصفتكم قائدا للأمة الاسلامية ان تعتنوا بقضية اهل السنة والشعب البلوشي في ايران، وننتظر من جلالتكم أن تقوموا بحث نظام طهران واقناعه بالاعتراف بحقوق اهل السنة والشعب البلوشي.


تاريخ النشر 18/11/2009


۱۳۸۸ آبان ۲۶, سه‌شنبه

اعـتـراض نماینده دولت ایران به حضور "ضد انقلاب" در کنفرانس دو روزه سازمان ملل



اعـتـراض نماینده دولت ایران به حضور "ضد انقلاب" در کنفرانس دو روزه سازمان ملل

عــبــدالـسـتـار دوشــوکـی

مـُــقــــد مـــه

نماینده دائمی دولت ایران در سازمان ملل (مـقـر ژنـو) صبح روز جمعه ٢٢ آبان در سخنرانی خود دردومین کنفرانس "حقوق اقلیت ها"یِ سازمان ملل از شورای حقوق ِ بشر سازمان ملل به دلیل دعوت از فعالان وابسته به مذاهب مختلف، اقوام و "ملیت های" ایرانی و از جمله سخنرانی بنده و دیگران در این مجمع شدیداً اعتراض نمود. دومین همایش اقلیت های قومی و مذهبی و زبانی سالانه شورای حقوق بشر ِ سازمان ملل در روزهای پنجشنبه ٢١ و جمعه ٢٢ آبان در مقر سازمان ملل در ژنو برگزار شد. موضوع اصلی این گردهمایی نسبتاً بزرگ "حق مشارکت سیاسی اقلیت های قومی و مذهبی و زبانی در تعیین سیاست کشور متبوع خویش" بود. علاوه بر مسئولین سازمان ملل و کارشناسان مسئله تبعیض، بیش از پانصد نماینده از سازمانها و گروههای وابسته به اقلیت های قومی، مذهبی و زبانی تحت تبعیض و همچنین فعالان حقوق بشر و نمایندگان اقلیت های تحت ستم مضاعف، مدافعان حقوق زنان به همراه نمایندگان دائمی بیش از هشتاد کشور جهان در سازمان ملل و حدود صد نهاد غیر دولتی شناخته شده و سازمان های بین المللی در این گردهمایی دو روزه در سالن مجمع عمومی سازمان ملل در ژنو شرکت کرده بودند. موضوعات محوری مورد بحث حاضرین در همایش عبارت بودند از: " تشخیص چالش ها و مشکلات عدیده ای که اقلیت ها و کشورها با آن روبرو هستند"؛ شناسایی و بازتولید روش ها و استراتژی های کارا و موثر در رابطه با رفع تبعیض و بسط مشارکت سیاسی"؛ "بررسی فرصت ها، اقدامات مبتکرانه و راه حل های موجود برای حل معضل تبعیض و اجحاف دوگانه بر علیه اقلیت های مذهبی و قومی و زبانی و همچنین زنان. نماینده ایران در مقر سازمان ملل در ژنو نیز در سخنرانی خویش همانند سال پیش جهانیان را به یادگیری و تبعیت از منش ضد تبعیضی و گستره "الگوهای مساوات و برابری انسانی و سیاست های موفقیت آمیز "عدالت پروری" و "الهی" رژیم جمهوری اسلامی ایران برای محو کامل هر نوع تبعیض و ستم در جهان، دعوت کرد.

زمــیــنــه تــــاریــخــی کــنــفــرانس

منشور جهانی حقوق افراد وابسته به ملیت های قومی و اقلیت های مذهبی و زبانی (Declaration on the Rights of Persons Belonging to National or Ethnic, Religious and Linguistic Minorities) هفده سال پیش توسط مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شد. بر طبق ماده یک این منشور حکومت ها موظف هستند که نه تنها از موجودیت و هویت ملی، قومی، فرهنگی، مذهبی و زبانی اقلیت ها در کشور خود حمایت کرده بلکه مقید هستند تا شرایط لازم برای رشد و شکوفایی این گونه هویت ها را نیز فراهم کنند. طبق بند دو ماده یک منشور، حکومت ها موظف هستند برای پیشبرد اهداف ذکر شده قانونگزاری لازم را برای رفع تبعیض بکنند. مــاده دو صراحتا اعلام می دارد "این افراد در رابطه با مسائل فرهنگی، قومی، مذهبی و زبانی خود باید کــاملا آزاد باشند و دولت حق هیچگونه دخالت و یا تبعیض در این امور را ندارد. بند چهار مـاده دو منشور تصریح می کند که افراد وابسته به اقلیت ها حق احداث اتحادیه و سازمان های قومی (ملیتی)، زبانی و مذهبی را دارند. این حق تشکل و سازمان قومی و یا مذهبی و زبانی در ماده سه منشور نیز تاکید شده است. وانـگـهی بند پنج ِ ماده دو ِ مـنـشـور این حق را به افراد و ابسته به اقلیت های ذکر شده می دهد تا با افراد و گروههای "هم قوم"، همزبان ، هم مذهب و هم زبان در کشورهای دیگر و در فراسوی مرزهای شناخته شده بین المللی ارتباط و همیاری داشته باشند. در متن گزارش اولین همایش اقلیت های قومی و مذهبی و زبانی شورای حقوق بشر ِ سازمان ملل که سال پیش برگزار شد، موضوع اصلی بحث در مورد آموزش ودوگانگی در سیستم آموزشی و تبعیض بر علیه آموزش به زبان مادری بود. حق ذاتی و انکار ناپذیر آزادی آموزش به زبان مادری در بیانه ها و منشور های مختلفی بین المللی مورد تاکید قرار گرفته است. بر طبق قوانین متعدد بین المللی از جمله بند ٢٥معاهده بین المللی حقوق مدنی و سیاسی(International Covenant on Civil and Political Rights)، و بند ٢١ منشور جهانی حقوق بشر (Universal Declaration of Human Rights)، هر فردی، به طور مستقیم و یا از طریق نمایندگان خود ،حق دارد که در دولت و حکومت کشور خویش شرکت کند. بر طبق بند ١٦ مصوبه گردهمایی سال پیش که منطبق با قوانین بین المللی می باشد، تمام کشورهای عضو سازمان ملل موظف هستند تا از طریق سیاست های اعمالی مثبت ((Affermative Actions تمام قوانین، زمینه ها و شرایط تبعیض آمیز را بر طرف کنند.


بــرنــامــه و مــطــالــب مــطــرح شــده در جــلــســه

جلسه صبح روز پنجشنبه با سخنرانی رئیس شورای حقوق بشر سازمان ملل (UN Human Rights Council) آغاز شد. بعد از وی خانم گئی مکدوگال کارشناس ارشد سازمان ملل در امور اقلیت ها گزارشی ارائه نمود. سپس خانم باربرا لـــی نماینده کـنـگـره آمریکا و رئیس انجمن نمایندگان سیاه پوست کـنـگـره آمریکا، در جایگاه رئـیس کنفرانس در مورد تجربه مبارزه سیاه پوستان برای کسب حقوق مساوی در آمریــکـا به تفصیل سخن گفت. معاون کمیسر عالی حقوق بشر ِ سازمان ملل نیز در نطق خود به نکات مثبت و دست آورد های اولین کنفرانس که در دسامبر سال 2008 برگزار شده بود پرداخت. چند تن از نمایندگان سیاه پوست کنگره آمریکا و نمایندگان مجالس کشورهای مختلف جهان در مورد تجارب خود و چگونگی امکان بازتولید شیوه ها و روش های مفید تجربه شده در زمینه گسترش و افزایش مشارکت سیاسی و بهبود وضع اقلیت ها در کشورهای متعدد سخن گفتند. سخنرانی نماینده سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی در مورد اجحاف و ستم به اقلیت های مسلمان در کشورهای غیر مسلمان قابل توجه و تامل بود. نماینده دولت پاکستان که خود یک شیعه است، از حقوق اقلیت های مسلمان در کشورهای غیر مسلمان دفاع نمود، اما اشاره ای به حدود بیست تا سی درصد مسلمان سـُنـی مذهب در ایران نکرد. یکی از نمایندگان از یــمـن نیز خاطر نشان کرد "علیرغم تعداد نسبتاً کم اقلیت کوچک شیعه مذهب حوتی در یــمـن، بسیاری از شیعیان این کشور در مسندهای عالی رتبه کشوری و نظامی قرار دارند. بعنوان مثال علاوه بر مقامات متعدد، رئیس جمهور فعلی یــمـن نیز شیعه حوتی می باشد". این در حالی است که سـُنـی های ایران نمی توانند حتی در استان خود استاندار بشوند. بنده نیز در آغاز سخنرانی خود به این حقیقت تلخ اشاره کردم که بعنوان مثال بنده علیرغم اینکه ایرانی و مسلمان هستم، اما بر طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی از کاندیدا شدن برای مقام های عالی کشوری نظیر ریاست جمهوری محروم هستم، آنهم در کشوری که سنگ اسلام را به سینه می زند و خود را اُم القرای جهان اسلام می داند، اُم القرایی که در آن ســُنی ها حتی اجازه ساخت مسجد در تهران ندارند در حالیکه شیعیان حتی در روستاهای دوردست بلوچستان مسجد ویژه خود را دارند، اگـرچه در این روستا ها شیعه ای وجود ندارد، و این مساجد برای گاهاً برای استفاده موقتی توسط گشت های سـپاه و یا نیروهای انتظامی می باشد.. سپس با استناد به سخنان نماینده ایران در همین گردهمایی در سال پیش که گفته بود در ایران همه مذاهب آزاد و مساوی هستند و اجحافی وجود ندارد، به دورویی و عوامفریبی بعضی از کشورها و بخصوص ایران اشاره کردم و به مثابه شعر "بــِـبَـری مال ِ مسلمان و چو مالت بــِـبَـرند ؛ بانگ و فریاد برآری که ای وآی مسلمانی نیست"، و پرسیدم که "تـوبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند". سپس با اشاره به وجود مذاهب، اقوام و "ملیت های" مختلف در ایران ، برای حضار تشریح کردم که چگونه حکومت جذم اندیش و تامگرایی جمهوری اسلامی برتری مذهبی تشیع اثنی عشری ِ معتقد به ولایت فقیه و ستم مضاعف بر علیه اقوام و ملیت های ایرانی را قانونمند و نهادینه کرده است. آنگاه به تشریح برنامه، اصرار ومکانیسم دخالت "غیر قانونی" دولت برای تحت کنترل درآوردن مدارس مذهبی اهل سنت و مساجد در بلوچستان و دستگیری و زندانی کردن بسیاری از علمای بیگناه و طراز اول ســُنـی بلوچ پرداختم. بنده از سازمان ملل و بخصوص رئیس شواری حقوق بشر سازمان ملل (در سخنرانی و حضوراً) درخواست کردم تا دولت ایران را از اعمال فشار نابخردانه بر علیه بلوچ های ســُنـی ، زندانی کردن علمای بلوچ و تحت کنترل درآوردن مدارس آنان برحذر دارد. سخنرانی من با اعتراض شدید نمایندگان جمهوری اسلامی صورت گرفت.

خشم و اعتراض جمهوری اسلامی

در پایان روز اول کنفرانس به نماینده جمهوری اسلامی اجازه سخنرانی داده نشد، که این امر باعث خشم و اعتراض آنها شد. در اواخر جلسه نماینده دولت ایران با بالا بردن دست و سپس پلاکاردی که اسم ایران برروی آن نوشته شده بود، تلاشی نافرجام نمود تا به روند و نحوه اداره جلسه اعتراض کند. اما خانم باربرا لـی با بی تقاوتی از کنار این حرکت اعتراضی گذشت و ختم جلسه روز اول را اعلام نمود. بعد از اختتام جلسه ِ پنجشنبه، نمایندگان ایران مراتب اعتراض خود را به مسئولین کنفرانس اعلام نمودند. نماینده جمهوری اسلامی در دومین روز کنفرانس (جمعه ٢٢ آبان) اجازه سخنرانی یافت. وی علاوه بر اعتراض خود مبنی بر اینکه چرا به اصطلاح "ضد انقلاب تروریست و مطرود از جامعه" اجازه یافته بود که قبل از نماینده جمهوری اسلامی که یک عضو رسمی سازمان ملل است، در این کنفرانس سخنرانی کنند؛ تاکید کرد که در ایران هیچگونه ظلم و ستمی بر علیه اقوام و یا مذاهب وجود ندارد و مسئولین سازمان ملل نباید برای سم پاشی و "دروغپراکنی" بر علیه جمهوری اسلامی ایران به "ضد انقلاب" و "تروریست ها" پلاتفرم تبلیغاتی بدهد. البته از آنجایی که سخنرانی من یک روز قبل از سخنرانی نماینده دولت ایران بود. سخنرانی که در آن نماینده رژیم مخالفان حکومت را متهم به تروریسم نمود، لازم است که این نوشتار کوتاه مجددا تـــاکــــیــد کــنــم که من با خشونت در هر شکل آن و با تروریسم و اعدام و کشتار از هر نوع آن و تحت هر بهانه ای شدیداً مخالف بوده و هستم. علاوه بر بنده تعدادی از نمایندگان سازمان ها و گروه های وابسته به اقوام و "ملیتهای" ایرانی از جمله کــنگره ملیت های ایران فدرال و سازمان مردم بدون نماینده (UNPO) نیز در این کنفرانس دو روزه سخنرانی کردند و با شرح برخورد دوگانه جمهوری اسلامی در مورد مسائل سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و زبانی به تشریح مسائل و مصائب مردم بلوچ؛ ترک آذری، کـرد، عرب؛ ترکمن؛ بختیاری، زنان و اقلیت های مذهبی و غیره پرداختند. سخنرانی متین اما بـُرّای یک خانم جوان بلوچ به نام منیره سـُلیمانی در لباس زیـبای بلوچی، در رابطه با ستم دوگانه بر علیه مردم بلوچ و دیگر اقوام و "ملیتهای" ایرانی و سیستم فدرال در ایران، مورد تشویق فراوان صدها نماینده ِ حاضر در جلسه شد. یکی از سوالات مطح شده در کنفرانس این بود که چگونه می توان حکومتی را که هیچگونه وقعی به منشورهای سازمان ملل نمی گزارد و هیچگونه اعتباری برای قراردادهای بین المللی قائل نیست، متقاعد نمود تا مصوبات و یا پشنهادات این کنفرانس را در عمل ارج نهد؟

عــبــدالـسـتـار دوشــوکـی
شــنــبــه ٢٢ آبان ١٣٨٨
Doshoki@gmail.com

۱۳۸۸ آبان ۲۵, دوشنبه

عبدالمالک ریگی برای پایان دادن به عملیات نظامی پیش شرط گذاشت


انفجار اتوبوس کارمندان سپاه در زاهدان یکی از عملیاتی است که " جندالله " سال گذشته برعهده گرفت



عبدالمالک ریگی رهبرگروه " جندالله " برای پایان دادن به عملیات نظامی این گروه درسیستان وبلوچستان پیش شرط گذاشت.

نجاح محمد علی گزارشگر العربیه امروز یکشنبه 15-11-2009 در گزارشی که از این تلوزیون پخش شد ، گفت : " ریگی خواستار برچیدن پایگاههای نظامی سپاه پاسدران ، آزاد کردن زندانیان سیاسی و ایجاد سیستم فدرالی برای اداره سیستان وبلوچستان شده است.

"جندالله ماه پیش مسئولیت یک انفجارانتحاری که در آن بیش از چهل تن از شرکت کنندگان در یک مراسم دولتی به همراه 15 نفر از فرماندهان سپاه کشته شده بودند ، برعهده گرفته است.
"درهمین حال محمد علی جعفری فرمانده سپاه عبدالله عراقی را که پیش از این فرمانده سپاه تهران بود به جانشینی نورعلی شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه منصوب کرد.شوشتری ارشدترین فرمانده ای بود که در انفجارانتحاری سیستان وبلوچستان کشته شده بود.
عبدالله عراقی جانشین شوشتری طی ماههای گذشته نقش عمده ای در سرکوب اعتراض های مردمی به نتایج انتخابات گذشته داشت.
از سوی دیگرانتشار خبرخودکشی یک پزشک متهم به شکنجه زندانیان اصلاح طلب در تهران این گمان را به وجود آورده است که به دلیل بیم ازانتشار اطلاعاتی در مورد شکنجه زندانیان تصفیه شده است.
نوروز پایگاه رسمی جبهه مشارکت در این زمینه نوشت " رامین پوراندرجانی ، پزشکی که قرار بود به همراه تعدادی از مسئولان زندان کهریزک به اتهام تجاوز وشکنجه محاکمه شود ، پیش از محاکمه خودکشی کرده است."

علماي ما چقدر ساده هستند كه با يك لبخند راضي مي شوند


علماي ما چقدر ساده هستند كه با يك لبخند راضي مي شوند علماي ما چقدر ساده هستند كه با يك لبخند راضي مي شوند و از ته توي سياست بي خبرند و همين امر سبب شده كه دشمن ما هميشه با تحويل دادن يك لبخند و چند چيز جزپي ما را ساكت كند و خود را تضمين كند.الان حكايت استاد محترم ابوعمار از ديدار با احمدي نژاد را بخوانيد و قضاوت زود هنگام را ببينيد البته من به علماي كرام احترام قايل هستم اما پيامبر فرمودند المومن ينظر بفراسه الايمان و فرمودند لايلدغ المومن من جحر واحد مرتين


اين هم گزارش استاد ابوعمار


امشب ساعت هشت و نيم به ديدار رياست محترم جمهوري رفتيم با توجه به سخنان دوستان و مسئوليني كه قبلا ملاقات نموده بوديم ، به نتيجه خوب چندان خوشبين نبوديم. اما گويا در آخرين لحظات سفرمان خداوند نخواست با دلخوري برگرديم. رئيس جمهور با خوشرويي جمع علماي اهل سنت را پذيرفتند ابتدا مولانا و ديگر علما بطور مفصل سخن گفتند سپس دكتر سخناني بسيار زيبا و اميدبخش ايراد فرمودند طوري كه تمامي حاضرين اميدوار و خوشحال شدند. تلخي سخنان دوستان قبلي سبب شده بود شيريني سخنان دكتر بيشتر شود. همه مواردي كه علما نگراني داشتند رئيس جمهور نگراني علما را رفع نمودند. (مثلا فرمودند من با احضار و دستگیری علما مخالفم . من با آزادی و استقلال مدارس موافقم اما نظارت دولت باید باشد. من افرادی را برای بررسی موارد ذکر شده موظف می کنم. و...) دیدارمان جمعا یک و نیم ساعت طول کشید. اولين بار بود كه بنده ايشان را از نزديك مي ديدم دوستان بي انصاف زاهداني قبلا هيچگاه اجازه و دعوتمان نداده بودند تا ايشان را ببينيم. خلاصه آنكه همه علما (از استانهاي خراسان ، كردستان ، گلستان و سيستان و بلوچستان ) با دل خوشي و اميدواري بازگشتند.
خاطرات روزانه ابوعمار

نامه رهبر جنبش مقاومت به پادشاه عربستان سعودي

بسم الله الرحمن الرحيم

جلالة خادم الحرمين الشريفين الملك عبدالله بن عبد العزيز ملك المملكة العربية السعودية حفظه الله ورعاه
السلام عليكم والرحمة الله وبركاته
اسمحوا لي في البداية ان أعرب عن شكري وتقديري و دعاءي لكم بالصحة و التوفيق على ما تقدمونه من خدمات جليلة للعالم الإسلامي ‘ والإشادة بمواقفكم السياسية الحكيمة ودعمكم للحوار و التفاهم الحضاري بين الأمم .
جلالة الملك
بما ان شخصكم الكريم يعد اليوم قائدا للأمة الإسلامية وتحضون بمكانة عالية و محبوبية كبيرة في قلوب المسلمين فأنني أود ان الفت نظر عناية جلالتكم الكريمة الى زاوية و امة من أبناء العالم الإسلامي تتعرض الى الغفلة والنسيان ‘ وهذه الزاوية هي بلوشستان إيران و الإيرانيون السنة الذين يتعرضون الى أتعس الظروف وأبشع أنواع الاضطهاد و التعدي على حقوقهم الإنسانية والدينية ‘ فضلا عن تعرضهم الى الاهانة والتحقير والحرمان من الثروات الطبيعية التي تزخر بها مناطقهم ‘و فوق كل ذلك يقوم مجرمو نظام طهران بكل وقاحة باهانة عقيدة أهل السنة حيث يجري توجيه الاهانة لصاحبة النبي ( صلى الله عليه وسلم ) ‘ الذين يعد حبهم جزء من عقيدة أهل السنة ‘ من خلال التلفزيون و وسائل الإعلام الإيرانية الحكومية علانية .
ان جرائم حكام طهران خلال السنتين الماضيتين قد تجاوزت اعدام أكثر من ألفين شاب من أبناء أهل السنة وذلك بحجج واهية ودون ان يتمكنوا من الحصول على محاكمات عادلة وهو الأمر الذي لم يحدث مثيل له حتى في فلسطين المحتلة. لقد جرى هدم مساجد عديدة لأهل السنة في مدن مشهد وشيراز وصالح آباد و سرباز ‘ وسويت تلك المساجد بالأرض كما هدمت مدارس دينية عديدة و ان القرآن الكريم قد تم تمزيقه والقي في المجاري على يد القوات الإيرانية ولدينا الأفلام المصورة التي تثبت هذه الوقائع المؤلمة .كما ان الكثير من علماء أهل السنت قد تعرضوا للاغتيالات بأبشع الطرق وفي العام الماضي وحده جرى اعدام أربعة من كبار علما السنة وهم ‘ الشيخ محمد يوسف ملازهي ‘الشيخ يوسف ‘ الشيخ صلاح الدين و الشيخ خليل الرحمن ‘ كان كل ذنبهم الدفاع عن عقيدتهم وعن صحابة النبي . و حتى نساء البلوش لم يسلمن من اعتداءات جلاوزة حكام طهران‘ ولا توجد جريمة اكبر من ذلك .
ورغم ان هذا الأمر كان يتطلب تدخلا سريعا من قبل العالم الإسلامي و قائد الأمة الإسلامية ‘ و لو عبر الطرق الدبلوماسية على اقل تقدير لمتابعة هذه القضية و وقف الجرائم الواقعة على أهل السنة ‘ إلا ان ما يؤسف له هو عدم اتخاذ أي إجراء من هذا القبيل لحد الآن في حين ان النظام الإيراني يقوم بالتدخل في أدنى المسائل الخاصة بالشيعة الساكنين في الدولة الإسلامية . فقد قامت إيران مرات عديدة باتخاذ مواقف معلنة بشأن الشيعة في البحرين و باكستان و اليمن والعراق وبشأن الشيعة في المملكة العربية السعودية ( صانها الله )‘ وقد أصدرت وزارة الخارجية الإيرانية بيانات بهذا الخصوص إلا ان الدول العربية لم تقم و لا مرة واحدة ‘ حتى ولو من باب الرد على التدخلات الإيرانية أو من باب مناصرة إخوانهم بالدين ‘ بطرح ومناقشة موضوع أهل السنة في إيران .
جلالة الملك
لقد شهدت السنوات الأخيرة حراكا واسعا في مواجهة جرائم النظام الإيراني في بلوشستان وهدف هذا الحراك لم يكن هدف سوى الدفاع عن حقوق الشعب البلوشي المسلم و أهل السنة عامة إلا ان نظام طهران ومن خلال فبركاته الدعائية و التظليل الإعلامي حاول ومازال يحاول تشويه صورة حركة المقاومة البلوشستانية في أنظار العالم الإسلامي ‘ فتارة يتهم هذه الحركة بشن حرب طائفية وتارة أخرى يتهما بالارتباط بالإرهاب الدولي في حين ان حركة المقاومة لا تريد الحرب مع الشيعة و لا هي مرتبطة بالإرهاب الدولي في حين يعلم الجميع ان نظام طهران هو اكبر حامي للإرهاب في العالم وانه مشعل لنيران الفتن والخلافات الطائفية في العالم الإسلامي . فقبل ثلاثون عام لم يكن يوجد في أي نقطة من العالم الإسلامي شي باسم حرب الشيعة والسنة فهذه الفتن كلها من اختراعات نظام طهران وان الشعب البلوشي المسلم وأهل السنة في إيران هم جزء من ضحايا هذه السياسة اللئيمة التي يمارسها حكام إيران .
ان حركة المقاومة في بلوشستان كانت على الدوام تسعى الى التفاهم والحوار إلا ان نظام طهران و بسياساته المتبعة اجبر الشعب البلوشي على حمل السلاح للدفاع عن نفسه و لجم السياسة الإجرامية الممارسة ضده حيث لم يبقى أمامه خيار أخرى للدفاع عن نفسه غير ذلك وإذا لم يعلن نظام طهران عن استعداده لإعطاء أهل السنة والشعب البلوشي حقوقهم فان هذه الحرب سوف تستمر.
لذا فإننا نطلب من جلالتكم بصفتكم قائدا للأمة الإسلامية ان تعتنوا بقضية أهل السنة والشعب البلوشي في إيران ‘ ونأمل ان يكون هناك اهتمام خاص بهذا الأمر حيث ان الشعب البلوشي الذي يكن إليكم المودة والاحترام الكبيرين يرى فيكم القائد لهذه الأمة الإسلامية وينتظر من جلالتكم ان تقوموا بحث نظام طهران وإقناعه الاعتراف بحقوق أهل السنة والشعب البلوشي .
وختاما نكرر دعاءنا لكم بالصحة والسلامة و الموفقية

عبدالمالك ريگي
قائد حركة المقاومة الشعبية الإيرانية ( جندالله )

۱۳۸۸ آبان ۲۴, یکشنبه

ریگی: دست از مبارزه مسلحانه برمی دارم اگر...!


سایت خبر آنلاین رژیم : سیاست - عبدالمالک ریگی با صدور بیانیه ای اعلام کرده حاضر است دست ازمبارزه مسلحانه بردارد.
صدای امریکا و برخی سایت ها از بیانیه ای با امضای ریگی خبر دادند که در آن ریگی مدعی شده پس از حمله انتهاری در منطقه پیشین (سرباز) که او آن را عملیات استشهادی گذاره، سازمان های بین المللی و حقوق بشری از گروهک او خواسته اند دست از خشونت برداشته و به فعالیت های مسالمت آمیز روی آورند «که بنده به عنوان رهبر مقاومت مسلحانه در بلوچستان با احترام به سازمان های بین الملی و حقوق بشری اعلام می دارم که با شرایطی حاضر هستم اسلحه را کنار بگذارم و مبارزان را دعوت به مبارزه مدنی نمایم». او 6 شرط تعیین کرده و مدعی شده در صورت عدم تحقق شرایط او « مقاومت مسلحانه امکان توقف ندارد و با شدت بیشتری از پیش به راهش ادامه خواهد داد».
به نظر می رسد او با شرایطی چون «برچیدن تمامی پایگاه های نظامی سپاه پاسداران از بلوچستان و آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی» خواهان نوعی خودمختاری برای منطقه سیستان و بلوچستان و عدم اعمال حاکمیت دولت بر این منطقه است، که هیچ دولتی مستقلی نمی تواند پذیرای آن باشد.

نامه هاي رهبر جنبش مقاومت به دبير كل سازمان ملل بان كي مون و باراك اوباما و رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه


To,
Mr Ban Ki-moon,
Secretary-General,
United Nations,
New York,
United States.

Subject: People Resistance Movement of Iran welcomes UN’s mediatory role

I am writing to you to let you know the situation under which the Balouch people are living in their motherland Balouchistan, Iran.

Since the first day of the Islamic revolution in Iran, the Balouch have been suffering from systematic discrimination in the hands of the Iranian theocratic regime. The regime has been exploiting their resources and destroying their sacred places besides suppressing them culturally. They are not allowed to read and write their mother language and their presence in decision making and administration apparatus is nil. Over 2,000 Balouch have been executed on baseless charges since 1979. To mention just one example, 13 Balouch youths were hanged to death on July 14, 2009.

The People Resistance Movement of Iran (PRMI) is fighting such a merciless enemy. It’s struggling for democracy and human rights in Iran. Its main political strategy is to work with other Iranian opposition groups (inside or outside) for restoring the citizenry rights of all Iranian religious and ethnic groups, including the Sunnites and the Balouch who are the main victims of Iran’s suppressive regime.

We are determined to stop the massacre of the Balouch people in the hands of the Iranian regime and we believe that self-defence is our basic right endorsed by universal human rights instruments, including the United Nations Conventions and Universal Declarations of Human Rights. Our long-term objective is to work for the establishment of a democratic Iran where all citizens, no matter to which ethnic group or religious sect they belong, enjoy justice and equal rights under a federal system and their right to self-determination is respected.

I assure you and the world community that my organization will abide by the international laws and human rights value as we ourselves are the victims of injustice.

I strongly request you as the head of United Nations -- the principal guardian of human rights values -- to raise this issue in the UNSC and suggest it to send a delegation to Balouchistan on a fact-finding mission so that acts of human rights violation by Iran are revealed to the international community. I also request you to use your personal and official weight to press the Iranian government to stop state terrorism against the Balouch. We are ready to lay down arms but only if the Iranian government provides guarantees to respect the rights of the Balouch people as mentioned in the Iranian constitution, In this regard, my organization will welcome your mediatory role.

Your efforts in this regard will help in establishing global security, peace and stability that are your organization’s primary goals.

Abdul Malik Regi
Leader of People Resistance Movement of Iran

Sunday 15 November 2009

...........................................................................................................................
To,
US President,
Barak Obama,
Washington DC,
United States.

Subject: The Balouch people need your government’s support

I am writing to you to let you know the situation under which the Balouch people are living in their motherland Balouchistan, Iran.

Since the first day of the Islamic revolution in Iran, the Balouch have been suffering from systematic discrimination in the hands of the Iranian theocratic regime. The regime has been exploiting their resources and destroying their sacred places besides suppressing them culturally. They are not allowed to read and write their mother language and their presence in decision making and administration apparatus is nil. Over 2,000 Balouch have been executed on baseless charges since 1979. To mention just one example, 13 Balouch youths were hanged to death on July 14, 2009.

The Iranian regime does not follow any rules or laws. It is sponsoring international terrorism from Pakistan and Afghanistan to Iran and Palestine. The world is clearly seeing how this regime is suppressing its own people who are demanding their rights. A significant number of top Iranian officials have been involved in terrorist acts in the world and are wanted in various countries.

The People Resistance Movement of Iran (PRMI) is fighting such a merciless enemy. It’s struggling for democracy and human rights in Iran. Its main political strategy is to work with other Iranian opposition groups (inside or outside) for restoring the citizenry rights of all Iranian religious and ethnic groups, including the Sunnites and the Balouch who are the main victims of Iran’s suppressive regime.

We are determined to stop the massacre of the Balouch people in the hands of the Iranian regime and we believe that self-defence is our basic right endorsed by universal human rights instruments, including the United Nations Conventions and Universal Declarations of Human Rights. Our long-term objective is to work for the establishment of a democratic Iran where all citizens, no matter to which ethnic group or religious sect they belong, enjoy justice and equal rights under a federal system and their right to self-determination is respected.

I strongly request you as the president of the United States, which is defending democratic and human-friendly values, to consider the Balouch issue while formulating your government’s foreign policy towards Iran. Though foreign policy is always based on national interests, I hope this time human rights values will also be considered by your foreign office.

Abdul Malik Regi
Leader of People Resistance Movement of Iran

Sunday 15 November 2009

..............................................................................................................................................
To,
Turkish Prime Minister,
Mr Recep Tayyeb Erdogan,
Ankara,
Turkey.


Subject: Support your fellow Balouch Muslims

I am writing to you to let you know the situation under which the Balouch people are living in their motherland Balouchistan, Iran.

Since the first day of the Islamic revolution in Iran, the Balouch have been suffering from systematic discrimination in the hands of the Iranian theocratic regime. The regime has been exploiting their resources and destroying their sacred places besides suppressing them culturally. They are not allowed to read and write their mother language and their presence in decision making and administration apparatus is nil. Over 2,000 Balouch have been executed on baseless charges since 1979. To mention just one example, 13 Balouch youths were hanged to death on July 14, 2009.

The People Resistance Movement of Iran (PRMI) is fighting such a merciless enemy. It’s struggling for democracy and human rights in Iran. Its main political strategy is to work with other Iranian opposition groups (inside or outside) for restoring the citizenry rights of all Iranian religious and ethnic groups, including the Sunnites and the Balouch who are the main victims of Iran’s suppressive regime.

We are determined to stop the massacre of the Balouch people in the hands of the Iranian regime and we believe that self-defence is our basic right endorsed by universal human rights instruments, including the United Nations Conventions and Universal Declarations of Human Rights. Our long-term objective is to work for the establishment of a democratic Iran where all citizens, no matter to which ethnic group or religious sect they belong, enjoy justice and equal rights under a federal system and their right to self-determination is respected.

I request you as the successor of Ottoman heritage to consider the Balouch issue while formulating your country’s foreign policy towards Iran because I believe this is your religious and moral obligation. The Baloch and Turkish people have enjoyed brotherly relations in the past. The Ottoman Empire was the first to recognize the independent status of Balochistan in the 17th century and it gave the title of Begler Beigi to the Balouch ruler, Noori Naseer Khan.

The Muslim world will remember your brave act at the Davos conference as well as your stand on the Chinese government’s assault on Oyghori Muslims. Your Balouch Muslim brothers expect the same stand by you on their issue. I hope that you will respond to your religious and moral call.

Abdul Malik Regi
Leader of People Resistance Movement of Iran
Sunday 15 November 2009

۱۳۸۸ آبان ۲۳, شنبه

اينجا همانگونه كه گورستان شوشتري و گذشتگانش شد گورستان شهركي و شهرياري و منصوري نيز خواهد بود


بقلم : برادر س ميربلوچ زهي از خاش
حكومت جمهوري اسلامي را مي توان نمونه كاملي از ر‍ژيم ديكتاتوري با اعمال كاملا متضاد دانست . اين ر‍ژيم فاسد روزي از اسلام و اخوت اسلامي دم مي زند و روزي ديگر علما را دستگير و مدارس ديني را ويران مي كند روزي كنفراس وحدت كشورهاي اسلامي برگزار مي كند و روزي ديگر سلاح هايش در دست شيعيان پاكستان و افغانستان يافت مي شود روزي رهبر جنبش مقاومت مردمي ايران عبدالمالك ريگي كه براي احقاق حقوق حققه بلوچ و اهل سنت و كل ايرانيان برخواسته را شرور و تروريست مي خواند روزي ديگر براي عبدالمالك الحوثي زيدي يمني كه با سلاح هاي ايراني دست به شورش زده دل مي سوزاند . يا شعار مي دهند مرگ بر آمريگا و انگليس بعدا معلوم مي شود در جنگ و عراق و افغانستان چه نوكري ها كه براي آمريكا و انگليس نكرده اند و براي اثبات حلقه بگوشيشان نامه فدايت شوم براي بوش و اوباما مي فرستند !
البته اين تضاد رفتاري در خود مسئولين رژيم سراسر كذب جمهوري اسلامي نيز هست نمونه اش سخنان چندي پيش آخوند عبدالهي ( دادستان ويژه روحانيت قم ) است كه آخوند هاي جوان را تهديد كرده بود دچار سياست زدگي نشوند و فقط به امورات اسلامي و فرهنگي جامعه كه وظيفه ديني روحانيان است برسند بايد از اين آخوند درباري پرسيد شما خودتان چرا از كار اصليتان دوريد ؟ چرا آن موقع كه آخوند مدرس به مجلس رفت و حرف سياسي مي زد و مي گفت ديانت مت عين سياست ما كسي حرفي نزد چرا به آخوند كاشاني و فضل الله نوري كسي كاري نداشت ؟ چرا به خميني كسي نگفت با سياست كار نداشته باش برو براي 5 ريال روضه ات را بخوان ؟ يا اصلا اگر قرار است آخوندها با سياست كاري نداشته باشند پس چرا ريس قوه قضاييه و ديوان عالي كشور و اطلاعات بايد آخوند باشد ؟ گذشته از اينها آخوندي كه چيزي از سياست نمي داند چرا بايد رهبري يك كشور را بر عهده بگيرد و تمام سياست هاي نظام را تعيين كند ؟
حالا اين حكومت دروغگو و جبار صحبت از اقتدار و توانمندي مي كند !!! جالبتر اينكه بنگاه هاي خبر پراكني رژيم ملايان چنان با آب و تاب اين وز وز مگس ها را بازگو مي كند گويا چه شده و قرار است چه بشود !
بطوريكه اخيرا يكي از سايت هاي وابسته به سپاه كه از مرگ شوشتري كه توسط دلاورمردان جنبش مقاومت مردمي ايران در عمليات استشهادي شهيد عبدالواحد محمدي (رحمه الله ) به هلاكت رسيد ناراحت است اقدام به انتشار اخبار پوچ و توخالي همچون دستگيري اعضاي جنبش در پاكستان !!( در حالي كه خود مي دانند جنش نيروهاي زيادي در داخل شهر هاي بلوچستان استقرار داده و وساير نيروها و پايگاه هاي آموزشي جنبش نيز در كوه هاي بلوچستان است ) – دستگيري رهبر جنبش !! و.. مي كند كسي نيست به اين دروغگويان بگويد شما كه توان مقابله با جنبش را نداريد و چهار پنج سال است دروغ تحويل جامعه مي دهيد خجالت نمي كشيد ؟ يك روز ريگي كشه شده ماه بعد مي گوييد زخمي شده بعدتر خبر مي دهيد اعضاي جنبش با هم درگير و عبدالمالك ريگي در كوه هاي فراري گشته ! و اخيرا هم گل سرسبد دروغهايتان همين دستگيري رهبر جنبش در كويته پاكستان است ! اگر رهبر جنبش يك ماه پيش دستگير شده منابع اطلاعاتي قوي تان چرا حالا با خبر شدند ؟ اگر واقعا چنين كاري شده چرا يك ماه پيش كاري نكرديد گذاشتيد نيروهاي isiعبدالمالك را آزاد كنند ؟ اگر اعضاي جنبش مقاومت مردمي ايران بقول شما و مقامات پاكستاني ماه ها پيش در پاكستان دستگير شده اند چرا الان تحويل داده مي شوند ؟ خودتان هم خوب مي دانيد آنهايي كه پاكستان بعنوان اعضاي جنبش جندالله به ايران تحويل داده اعضاي جنبش نبوده بلكه بلوچ هاي ناراضي از حكومت هاي ايران و پاكستانند كه حالا پاكستان جهت خوش خدمتي و در عوض آن 330 ميليون دلار باجي كه گرفت تحويل ايران داده تا هم خيال خودش راحت شود هم شما پيش افكار عمومي تان حرفي براي گفتن داشته باشيد .
در ضمن اخيرا خيلي از زابلي ها و سپاهي ها كركري خوانده اند كه سپاه مجوز بگيرد و وارد خاك پاكستان شود . كاش چنين مجوزي صادر مي شد تا جنگ رژيم ايران با بلوچ هاي ايراني براي ميليون ها بلوچ پاكستاني كه آنجا راحت نشسته اند محرز شود تا انها نيز با بلوچ هاي ساكن ايران متحدتر شوند و ارتش بلوچستان علاوه بر اينكه بلوچستان را گورستان ماموران ايراني نمايد ضمينه را براي آزادي بلوچستان فراهم كند . پس در همينجا تقاضا دارم سپاه پيگير قضيه اعزام نيروهايش به پاكستان باشد چرا كه خيلي ها آن طرف مرز منتظرشان هستند اما از آمدنشان خبري نيست فقط هر ازچند گاهي چند سرباز گمنام ( بلوچ خائن ) در قالب جماعت تبليغي غيره مي آيند و دست خالي بر مي گردند .
نكته ديگر سخنان اخير يكي از فرماندهان نظامي بود كه گفته بود : گروهك ريگي بسيار كوچكتر از يك گروهك است كل نيروهايش بيست تا سي نفرند ! تواني ندارد !! بعد هم يادآور شده بود با گروهك ريگي آمريكا انگليس موساد پاكستان و عربستان و نهايتا القاعده و طالبان همكاري مي كنند ! يعني با همين 20 تا 30 نفر اين همه كشور همكارند ! در ضمن ايشان توضيح نداده اند چطور ارتش و سپاه و نيروي انتظامي و بزرگترين قرارگاه عملياتي كشور چند سال است از عهده اين 20تا 30 نفر بر نيامده اند واقعا جاي خجالت ندارد ؟ چطور آنها صدها نفر از شما را طي اين سالها كشته اند اما شما ريغ فقط چند نفر عضو واقعي و اصلي ؟ در ثاني اگر ادعايتان مبني بر اينكه اعضاي جنبش 20 تا 30 نفرند درست باشد چطور طي اين چند سال صدها نفر را به همين برچسب كشته و ده ها نفر را از پاكستان تحويل گرفته و اعدام مي كنيد ؟
بهتر است سر عقل بياييد چرا كه دست تان براي همه رو گشته از يك همايش وحدت طوايف بلوچ مي گيريد و از سويي ديگر به فكر اختلاف افكني هستيد
سخنان اسماعيل كوثري نايب ريس كميسيون امنيت ملي مجلس كه گفته بود : سردار شوشتري در حال تسليح طوايف بلوچ بود ه تا مثل محمد بروجردي فرمانده لشكر سيدالشهدا كردستان پيشمرگ بلوچ درست كند تا همچون اول انقلاب بلوچ ها به جان هم بيافتند كسي نيست بپرسد چرا شوشتري بجاي مسلح كردن طوايف زمينه هاي تبعيض و بي عدالتي را كه ريشه اين مسايل اند از بين نبرد؟ چرا بلوچ ها را بكار فرهنگي و فعاليت اجتماعي دعوت نكرد ؟ چرا تقاضاي بودجه براي ساخت كارخانه و رفع بيكاري نكرد ؟ چرا علماي مذهبي را به اين همايش نخواستند و فقط سرداران را دعوت نمودند ؟
اما فرماندهان سپاه بدانند اينجا كردستان نيست بلوچستان است و ملتي كه در مقابل شما ايستاده برخواسته از كوير خشك و سوزان بلوچستان است اينجا همانگونه كه گورستان شوشتري و گذشتگانش شد گورستان شهركي و شهرياري و منصوري نيز خواهد بود و بزودي خبرهاي خوشي از هلاكت جنايتكاراني چون غفاري و نكونام نيز خواهد رسيد
خوشبختانه آنگونه كه انتظار مي رفت عمليات هاي جنبش وارد فاز جديدي شده و جنبش روز به روز قدرتمندتر مي گردد بطوريكه همكنون حذف جنبش براي رژيم ضعيف آخوندي كاري غير ممكن گشته و اخباري از گوشه كنار نيز از عمليات هاي آينده جنبش كه طي ماه هاي آينده اجرا خواهند شد و لرزه بر اندام دروغگويان خواهد انداخت بگوش مي رسد.

گزارشي از عمليات استشهادي پيشين سرباز از زبان يكي از جوانان منطقه


گزارشي از عمليات استشهادي پيشين سرباز از زبان يكي از جوانان منطقه

عمليات استشهادي پيشين تاثيرات عميقي بر مردم بلوچستان گذاشته است و در هر محفلي سخن از ايمان و اخلاص و شجاعت شهيد عبدالواحد محمدي بحث مي شود و در تمامي بلوچستان سخن از اين است كه شهيد قبل از عمليات تمام سعي خود را كرده است تا مردم عادي را از صحنه عمليات دور كند او بي پروايانه از مردم خواسته كه محل را ترك كنند مردم پيشين مي گويند شهيد لحظاتي قبل از عمليات تعدادي از كودكان را در محل حاضر بودند با روشي خاص از محل دور كرده است و از آنان پرسيده است كه چرا به محل آمده اند آنها مي گويند براي ديدن شوشتري و شهيد به آنها مي گويد شوشتري را بگذاريد و برويد با شترهاي خارج از محل بازي كنيد.


طبق گزارشهاي مردمي شهيد قبل از عمليات به چند تن از بلوچهاي حاضر در جلسه گفته است بروند ماشين هاي خود را در محل خوبي پارك كنند تا بچه ها بر ماشين ها خط نكشند و شهيد باز هم هنگام عمليات با صداي الله اكبر به پيشواز شوشتري رفته است و با سرعت خود را به شوشتري رسانده است و خود را منفجر كرده است و او با تكبير گفتن خواسته است مردم را از صحنه دور كند و اين عمق مردم دوستي و انسانيت شهيد را به نمايش مي گذارد كه حتي انجام عمليات را به خاطر حفظ مردم به خطر مي اندازد اما قدرت خداوند او را همراهي مي كرده است و او با موفقيت عمليات را به اجرا مي گذارد.


يكي از اهالي منطقه كه نماز فجر را در مسجد خوانده است در مورد عمليات چنين گزارش مي دهد:


صبح زود به مسجد رفته بودم كه يك فرد ناشناس را در مسجد ديدم كه با پرودرگار راز و نياز مي كند و چنان دعا و نيايش مي كند كه گويا از پروردگار چيزي مي خواهد.او لباس سفيد و زيبا بر تن داشت كه بر جذابيت چهره نوراني اش افزوده بود و چنين مي نمود كه گويا آماده عروسي است كه همه اين اوصاف من را شگفت زده كرده بود و در ذهنم هر فكر وچود داشت جز اينكه وي ساعاتي بعد مي خواهد خود را در ميان متجاوزان ستمگر گجر منفجر كند زيرا كه آثار چنين كاري هرگز در وي ديده نمي شد و آرامش و اطمينان كامل در چهره اش مشهود بود و او فقط التماس و زاري مي كرد و چيزي مي طلبيد و بعد دانستم كه او از پرودرگارش موفقيت در كارش را خواسته است و نصرت و مدد الهي تا آخرين لحظات او را همراهي كرد و او با موفقيت بزرگترين عمليات استشهادي در تاريخ بلوچستان را به اجرا گذاشت و سران ستمگر نظام حاكم را به درك واصل نمود.

پس از نماز من در مسجد ماندم و به او نگاه مي كردم كه باز دعا را شروع كرد و با پروردگارش به راز و نياز پرداخت و تا يك ساعت اين دعا ادامه داشت و بالاخره بعد از يك ساعت به دعا خاتمه داد و دو ركعت نماز خواند و گويا از دعايش اطمينان حاصل كرده بود و با آرامش جايگاهش را ترك كرد و از مسجد خارج شد من هم با سرعت به طرفش رفتم و از او پرسيدم كه كي است و چه مشكلي دارد كه او بدون اينكه چيزي بگويد با سخني ديگر من را از سوالم دور كرد و با من خداحافظي كرد و رفت من در آن لحظات در چهره او ايمان و صداقت و راستي ديدم و او حتي نخواست به من دروغ بگويد بلكه با روشي خاص موضوع را تغيير داد او به من گفت كه شنيدم امروز اينجا جلسه اي است و افراد بزرگي اينجا مي آيند كه من گفتم بله و او گفت نبايد مردم در چنين جلساتي شركت كنند زيرا علماي اهلسنت شركت در اين جلسات را تحريم كرده اند او با اين سخن مي خواست من را از شركت در جلسه بازدارد و من هم به جلسه نرفتم.

من كه به جلسه نرفتم كه بقيه چيزها را ببينم و شاهد استشهاد آن مرد بزرگ باشم اما مردمان حاضر در جلسه مي گويند او تا آخرين لحظات تلاش مي كرد مردم را از صحنه دور كند و به جز بسيجيها ديگر افراد را توانست از جلسه دور كند.


پايان گزارش


رژيم با دروغهاي شاخدار مي خواهد شهادت اين مردم صادق و راستگو را كه تا آخرين لحظات به فكر مردم است و دامن صداقت و راستي را از دست نمي دهد بد جلوه دهد در حالي كه راست با دروغ محو نمي شود و نمي توان با دروغ جلوي تاثير راستي و صداقت را گرفت.

تفتان بلوچ

۱۳۸۸ آبان ۲۱, پنجشنبه

اطلاعيه جديد جنبش مقاومت پيرامون دستگيري علماي اهلسنت


به نام خدا

بدينوسيله جنبش مقاومت جندالله دستگيري و بازداشت و احضار علماي اهلسنت را به بيدادگاهها توسط رژيم ولايت فقيه به شدت محكوم نموده و ضمن هشدار به رژيم از سازمان هاي بين المللي و حقوق بشري مي خواهد كه اقدامات موهن و ضد انساني رژيم ولايت فقيه را محكوم نمايند.

رژيم ولايت فقيه بداند كه با اين اقدامات ضد بشري آتش جنگ را شعله ورتر نموده و مردم را به سوي رويارويي كامل سوق خواهد داد و آنگاه همه در آتش خشم مردم مظلوم و ستمديده بلوچستان خواهند سوخت.

جنبش براي باري ديگر به رژيم هشدار مي دهد كه از خشونت دست برداشته جنگ و كشتار و اعدام و بازداشت و شكنجه را در بلوچستان متوقف نمايد در غير اين صورت منتظر حملات بسيار شديدتر از عمليات پيشين سرباز باشد و فرزندان ايمان و شجاعت آماده فدا كردن جان خود در راه دفاع از مردم و دين و علماي خود هستند.


جنبش مقاومت مردمي ايران (جندالله)

موج تازه بازداشت ها در بلوچستان آغاز شد



چندیست افراطیون مسئول در بلوچستان به بهانه های مختلف فشارها و محدودیتهارا در بلوچستان به شکل بی سابقه ای تشدید کرده اند، فضای ملتهب بلوچستان همچنان استمرار داشته که مسائلی مانند قتل، اعدام ، دستگیری و اهانت به بلوچها مطرح میشود.اخیرا این طیف افراط گرا جامعه روحانیت در بلوچستان را هدف قرار داده است، جمهوری اسلامی در جدیدترین اقدام با فراخواندن علمای برجسته بلوچستان به دادگاه ویژه روحانیت که مقر آن در مشهد است تعدادی از علما را بازداشت کرده است.

عمده ترین اتهامات وارد شده به دستگیر شدگان و احضار شدگان همکاری و کمک به اتباع خارجی(افغانستانی—تاجیکستانی) ذکر شده است، که به گفته آنها علمای اهل سنت با آموزش مسائل و احکام اسلامی به طلاب خارجی سعی در به خطر انداختن امنیت ملی جمهوری اسلامی دارند.

اینکه چگونه آموزش احکام اسلامی میتواند خطری برای حکومتی باشد که خود را جمهوری اسلامی میناند، جای بسی تعجب است.مولوی عبدالحمید در انتقادی تند از جمهوری اسلامی خواهان توقف فشارها بر اهل سنت شده بود، او در سخنرانی جمعه گذشته خود در جمع نمازگزاران زاهدانی گفته بود که از مرگ هیچ هراسی ندارد، و دفاع از مذهب را از ناموس هم با اهمیت تر میداند.

او همچنین عوامل جمهوری اسلامی را که در بلوچستان بر راس قدرت هستند عامل این فشارها و سرکوبها معرفی کرده بود چراکه آنها با مخابره اخبار نادرست و غیر واقعی، ضمن سرپوش گذاشتن بر مشکلات فراوان مردم سعی بر ایجاد مشکلات تازه برای بلوچها دارند.

بلوچه گپ

پخش برنامه‌های دکتر ملازاده از تلویزون پیام افغان


برنامه‌های دکتر ملازاده از تلویزون پیام افغان، از روز دوشنبه گذشته برابر با ۹ نوامبر شروع شده و همه روزه از ساعت ۸ تا ۱۰ صبح بوقت لس آنجلس و ۸ تا ۱۰ شب بوقت تهران جریان دارد، و البته روزهای شنبه برنامه نیم ساعت زودتر شروع خواهد شد.فرکانس کانال پیام افغان۳/۴ ۲۷۵۰۰ H ۱۰۹۷۱ برای مشاهده برنامه‌های ایشان در انترنت در اوقات ذكر شده، روی این لینک فشار دهید:
http://www.payameafghantv.com

آدرس جدید خبرگزاری بلوچ نیوز - بلوچنا



خبرگزاری بلوچ نیوز که جدیدترین رخدادهای سرزمین بلوچستان و اخبار عملیاتهای مبارزین را به استحضار ملت مظلوم بلوچ میرساند ، رژیم طاقت دیدن چنین خبرگزاری که ظلم و ستمی که بر علیه ملت بلوچ میکنن فاش میکند نداشتنه و جلادانه این خبرگزاری مردمی را توسط مزدورانش فیلتر کرد. رژیم میخواهد با این اقدام خود جوانان ملت بلوچ را از اطلاع رسانی دور بدارد و با دسیسه های خود مردم بلوچستان را از ادامه مبارزه باز دارد ، اما دشمنان بلوچ و اهلسنت بدانند که با چنین ترفندهای زبونی هرگز ما را به عقب نخواهند برد بلکه این گونه برخوردها نشان می دهد که عملکرد ما در اطلاع رسانی موفق بوده است و رژیم با تمام امکاناتش در برابر ما جوانان بلوچستان که هیچ وسیله به جز انترنت نداریم شکست خورده است و دروغپراکنیهای رژیم با رسوائی مواجه شده است لذا عزممان برای مبارزه و ادامه راه چند برابر شده است.
http://www.bbalochna.blogspot.com/


از کلیه دوستان ویب دار و همچنین از جوانان سرزمین بلوچستان تقاضا داریم که در پخش کردن آدرس جدید خبرگزاری بلوچ نیوز ما را یاری دهند.
با سپاس: مدیریت خبرگزاری بلوچ نیوز

۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

پيام رهبر جنبش مقاومت در پاسخ به سازمان ملل و شوراي امنيت و گروههاي حقوق بشري


پيام رهبر جنبش مقاومت در پاسخ به سازمان ملل و شوراي امنيت و گروههاي حقوق بشري


به نام خدا

اخيرا و پس از عمليات استشهادي پيشين (سرباز )سازمانهاي بين المللي و حقوق بشري از جنبش خواستند كه دست از خشونت برداشته و به فعاليت هاي مسالمت آميز روي آورد كه بنده به عنوان رهبر مقاومت مسلحانه در بلوچستان با احترام به سازمانهاي بين الملي و حقوق بشري اعلام مي دارم كه با شرايط زير حاضر هستم اسلحه را كنار بگذارم و مبارزان را دعوت به مبارزه مدني نمايم :

1 : توقف خشونت سيستماتيك دولتي در بلوچستان

2 : آزادي بي قيد و شرط تمامي زندانيان سياسي بلوچ و اهلسنت

3 : توقف اعدام هاي فله اي و مخفيانه در زندانهاي بلوچستان

4 : توقف اهانتهاي مكرر به اعتقادات و مقدسات اهلسنت و فرهنگ ملت بلوچ

5 :برچيدن تمامي پايگاههاي نظامي سپاه پاسداران از بلوچستان

6 : اجازه تشكيل احزاب سياسي و فعاليت مدني در بلوچستان


اگر رژيم حاضر به پذيرفتن امور فوق باشد و شرايط آن را فراهم آورد بالقطع مقاومت مسلحانه در بلوچستان متوقف خواهد شد و اگر اين شرايط محقق نگردد مقاومت مسلحانه امكان توقف ندارد و با شدت بيشتري از پيش به راهش ادامه خواهد داد لذا بهتر است سازمانهاي بين المللي و حقوق بشري جنايات رژيم ايران را محكوم نموده و رژيم را وادار به پذيرفتن حقوق ملت بلوچ نمايند و تنها محكوم كردن مقاومت راه به جايي نبرده و نمي تواند به خشونت پايان دهد و اين خشونت از سوي ملت بلوچ و مبارزان آغاز نشده است بلكه از سوي رژيم تهران بر ملت بلوچ و مبارزات تحميل شده است و تنها راه حلش پايان يافتن خشونت از سوي رژيم ايران است.

بنده از سازمانهاي بين المللي جامعه جهاني و كشورهاي منطقه مصرانه مي خواهم در موضوع بلوچستان و كشتار مردم ستمديده بلوچ و جنايات رژيم عليه جامعه اهلسنت و ملت بلوچ پادرمياني كرده و از راههاي ديپلماتيك رژيم تهران را وادار به پذيرفتن حقوق مردم بلوچ و جامعه اهلسنت ايران نمايند.


عبدالمالك ريگي


رهبر جنبش مقاومت مردمي ايران (جندالله)

مقاومت مسلحانه حق طبیعی خلق بلوچ است

مقاومت مسلحانه حق طبیعی خلق بلوچ است؛وتحت هیچ منطقی قابل محکوم کردن نیستمحکوم کردن جنبش مقاومت مردمی درسیستان وبلوچستان،به استقراردموکراسی درایران آسیب می رساند
پُرتوان باد مقاومت ومبارزه مسلحانه ی خلقهای ایران
کانون فرهنگی- سیاسی ایرانیان درآمریکا

سازمان ملل متحد و توصیه به آدمکشی در ایران!

اکبر تک دهقان
24 مهر1388- 21 اکتبر2009
شورای امنیت سازمان ملل متحد*1، در نشست روز سه شنبه 28 مهر- 20 اکتبر، موضوع عملیات مسلحانه بزرگ در شهر پیشین، در استان سیستان و بلوچستان را، به بحث گذارد.
بنابه گزارشات موجود، درخواست تشکیل این اجلاس، از سوی نماینده رژیم اسلامی صورت گرفته است. پیش از این، بلافاصله دولت آمریکا عملیات فوق را بشدت محکوم کرده، دولت روسیه نیز، " آماده گی" خود برای مقابله با " تروریسم" ادعایی در این رابطه را، اعلام نموده، به یاری حکومت جنایتکار اسلامی شتافته بودند. از این رو، نقش مهم آمریکا و روسیه، بعنوان دو عضو ثابت این شورا، در فراخواندن نشست روز 28 مهر، نباید نادیده گرفته شود.
اطلاعیه منتشره شورای امنیت این سازمان در روز سه شنبه، در تاریخ این سازمان، یک تبهکاری و افتضاح بی سابقه است. این ارگان ظاهراً مدافع حکومت قانون و نظامات دموکراتیک، در اطلاعیه خود، " بر مجازات عاملان، حامیان و سازماندهنده گان این .... ، تأکید کردند" ( منبع: رادیو فردا).
در منبع دیگری ( دویچه وله)، حتی این شورای لعنتی، " به تهران اطمینان داد که برای شناسایی و دستگیری مسئولان این حادثه با جمهوری اسلامی همکاری خواهد کرد". در ادامه بیانیه، امضاء کننده گان آن، دست به یک تعارف بی ارزش و بی پشتوانه زده، ادعایی دوپهلو و بدون هیچ ضمانت اجرایی را طرح میکنند:
" شورای امنیت تاکید کرد که مبارزه علیه تروریسم باید در همخوانی با قوانین بین‌المللی و حقوق‌بشر انجام پذیرد." اینکه رژیمی که فعالیت اصلی آن طی 30 سال گذشته، جز جنایت و ترور، چیز دیگری نبوده است، آیا به این توصیه عمل نموده، و یا شیوه تیرباران و بدارآویختن عناصر توصیه شده از سوی شورای امنیت را چگونه " در همخوانی با قوانین بین المللی وحقوق بشر"، انجام خواهد داد، امری است بر همگان آشکار. اعدام 5 زندانی عادی در زندان اوین، تنها یک روز بعد از توصیه شورای امنیت- که حتی نام، مشخصات و جرم 4 نفر از آنها اصلاً اعلام نشده است- شاهدی بر رسیدن پیام شورای امنیت سازمان ملل متحد، به دژخیمان منتظر در کنار چوبه های دار در زندان اوین است.*2 اقدام شورای امنیت سازمان ملل دراین رابطه، اقدامی یکسره جانبدارانه و به نفع رژیمی است، که از سر تا پای آن، خون و کثافت می بارد.
این موضع گیری، بویژه در آنجا بشدت ارتجاعی و جنایتکارانه است، که به رژیم اسلامی حق میدهد، دست به ترور و بازداشت و شکنجه زده، مردم بیگناه و معترض را به جوخه اعدام سپرده، و بربرمنشی خود را با مصوبه شورای امنیت نیز، توجیه کند. آیا 15 عضو شورای امنیت، نظام قضایی فاشیستی حاکم بر ایران را تأیید میکنند؟
آنجا که ارزش جان انسان در قرن بیست و یکم، با شتر و گوسفند سنجیده شده، قتل و اعدام، پایه اساسی موجودیت این قوانین را میسازد!؟ آیا اعضای این شورا، اطلاعی از قانون قصاص این رژیم جانی دارند، که با توسل به آن، دهها هزار زندانی سیاسی را به دلیل مبارزه سیاسی، غیرمذهبی و یا دارای مذهب متفاوتی بودن، تغییر مذهب، و حتی نخواندن نماز، به دار آویخته است؟ چگونه یک ارگان بین المللی در این سطح، بخود حق میدهد، اقدامات جنایتکارانه این دستگاه قضایی فاشیستی و تماماًضد بشری را در قتل و جنایت روزمره ، تحت عنوان " مبارزه با تروریسم" تأیید نماید؟
*3 دولتهای عضو این شورا، به ویژه آمریکا، روسیه و چین، بحرانهای داخلی و بین المللی و بده بستانهای خود را، به این شیوه بدوی و به هزینه مردم ستمدیده ایران، رفع و رجوع میکنند. اینکه از مذاکرات کذایی این دولتها با نماینده گان حکومت اسلامی در ژنو، حقیقتاً آبی برای آنها گرم شده، و دنیا به کامشان خواهد شد، هنوز هیچ سند قابل اتکایی در کار نیست. از این گذشته، اینکه آیا رژیم اسلامی، این بنیانگذار و گرداننده تروریسم بین المللی طی 30 سال اخیر، و صاحب تجربه، تکنولوژی، بودجه و عناصر تعلیم یافته، به نتایج توافقات احتمالی در ژنو عمل خواهد نمود و یا خیر، هنوز دفتری ناگشوده است. حکومت اسلامی در ایران، برای ادامه حیات خود، به کشتار و ارعاب، نقض بدیهی ترین حقوق مردم، و به ارتکاب توحش علنی نیاز دارد؛ سران و مأمورین این رژیم حتی برای ارضاء نیازهای روحی ضدانسانی خود، یعنی لذت بردن از قتل انسان و لذت دادن به نیروی اجتماعی خود از این طریق، به ارتکاب جنایت و بربرمنشی وابسته هستند. دلیل پناه بردن این دارودسته پلید به تولید سلاح هسته ای و " مدیریت" تروریسم در جهان، ناشی از طبیعت ضدمردمی همین سیاست داخلی آن است.
وقتی رژیم در داخل جز جنایت کاری نکند، بازتاب این سیاست در مقیاس بین المللی هم، جز تبهکاری و آدمکشی، چیز دیگری نخواهد بود. اقدام شورای امنیت سازمان ملل متحد در گذراندن مصوبه ای آشکارا به نفع رژیم اسلامی، دادن چراغ سبز به ماشین آدمکشی آن است، که اعضاء این ارگان بین المللی باید در روزها، هفته ها و ماههای آتی، نتایج آن را با چشمان خود ببینند.
آرشیو pouyane50@yahoo.de
در فیس بوک

گسترش برق آسای شيعيزم درمنطقه....

گسترش برق آسای شيعيزم درمنطقه....
مذهب شيعه پس ازصفويه درايران، مجدداً با انقلاب سال ۱۹۷۹، حاکميت را دراختيارگرفت. اينبار، درشرايطی نوين وامکاناتی مدرن وبودجه ای کلان ازفروش نفت. دردوره حاکميت صفويان برايران، با رجوع به تاريخ، ازسرکشته سنی ها ديوارها ومناره ها برپا کردند ومردم را به زور وادارکردند تا شيعه شوند.خمينی سردمدار جمهوری اسلامی ايران، پروژه ۵۰ ساله ای را جهت شيعه ساختن تمامی ساکنان منطقه، تدوين وآغازکرد. آخوندهای حاکم برايران، تا کنون پيشرفتهای زيادی درگسترش شيعه داشته اند. آرامش را ازسنی های ساکن ايران ربوده وهيچ حقوقی فانونی برای آنها قائل نيستند وباشدت کشتارميشوند. عراق را درتصرف خود دارند. درلبنان، فلسطين، افغانستان، پاکستان، آسيای ميانه، کشورهای عرب حوزه خليج حاظروناظرهستند وبا کمکهای مالی وتسليحاتی به عوامل خويش دراين مناطق، توانائی برهم زدن ثبات وامنيت وايجاد آشوب وبلوا را دارند.

شعاربرائت ازمشرکين، به منظورتصرف و کنترل کامل خانه کعبه، براساس چنين ديدگاهی مطرح شد. آخوندهای شيعه حاکم برايران، سنی ها را مسلمان نميدانند وبا آنان همانند مشرک برخورد ميکنند. آنها گاهاً شعاروحدت شيعه وسنی را نيزبه ميان ميکشند، تا با خام کردن ظاهری برخی ازسنی ها، درخفا به پيشبرد اهداف خود بپردازند. حجاج شيعه ايرانی، دوره مراسم حج درعربستان سعودی را غنيمت شمرده وبا پشتوانه مادی ومعنوی دولت ايران، به تبليغ وترويج اهداف ومقاصد آخوندهای حاکم ميپردازند. هدف نهائی اينست که شيعيان عربستان سعودی که مسلمان واقعی هستند، حاکميت را درآن کشوربدست گيرند وخانه خدا را ازشرمشرکين که همان سنی ها ميباشند، نجات دهند.

۳۰ سال ازکارکردن برپروژه شيعه سازی منطقه سپری شده است. کارهای تدارکاتی زيادی انجام شده. فرماندهان نظامی مقررگشته وهمگان درانتظار دريافت دستورآتش ازتهران بسرميبرند. بحرين، يمن، سعودی و... ودرچنين شرائطی است که شيعيان گوش به فرمان ولايت فقيه ايران دريمن، حمله آزمائشی را به دولت آن کشور و پادشاهی عربستان سعودی آغاز کردند تا نتيجه کاررا بررسی کرده واقدامات بعدی را با درنظرگرفتن اين تجربه تنظيم کنند.
وعربها بايد بدانند که اين آغازکاراست.

کشورهای عربی تا بحال درغفلت بسربرده اند واکنون که صدای گلوله مسلسلهای ايرانی را بيخ گوش خود ميشنوند، ازخواب برخاسته وبه فکرچاره جوئی افتاده اند. ايران دست بردارنيست ولجاجت بيش ازحدش دردستيابی به سلاح اتمی ازهمين زاويه اهميت پيدا ميکند، تا پشتوانه ای مستحکم برای پيشبرد اهداف متجاوزانه خويش درمنطقه داشته باشد. ترس ووحشت عربها ازمسائل سياسی واحتياط بيش ازحدی که دراين راستا نشان ميدهند، به ايرانيها جراَت بيشتری داده تا راحت تربه اهداف خويش دست يابند.

وجود ايرانی مقتدرومجهزبه بمب اتم، به نفع هيچ کشوروملتی درمنطقه نيست وآخوندها درپروسه حاکميت ۳۰ ساله خود ثابت کرده اند که خواهان همزيستی مسالمت آميزبا همسايگان خويش وحتی کشورهای دورترنيستند. آنها فتنه گرند وخواهان صدورمذهب تشيع به هرشيوه ممکن. کشورهای عربی منطقه چاره ديگری بجزاتحاد با همديگروهمکاری گسترده با سايرنيروهائی که برعليه اين رژيم سلطه جو مبارزه ميکنند، ندارند. دربلوچستان جنگی تمام عياربرعليه مردم بلوچ جريان دارد. کردها، عربها و... نيزبا رژيم تهران درجنگ هستند وجهت دريافت حقوق ملی وانسانی خود مبارزه می کنند. تمام گزينه ها را بايد برعليه اين رژيم تبه کاروضد انسانی به کاربرد وآنرا ازتاج وتخت به زيرانداخت.


کريم بلوچ
۹ نوامبر ۲۰۰۹

آیا فرقی بین مقاومت مسلحانه ومبارزه مسلحانه هست؟

سازمان ملل متحد،حزب توده،باندِ فرخ نگهدار- علی کشتگرسازمان"راه کارگر"،جمهوری خواهان،سلطنت طلبان،سایت روشنگری(وابسته به سازمان"راه کارگر")جمشیدامیری سخنگوی جبهه متحد بلوچستان؛این نیروهای شبه روشنفکرو کم مایه، در بیانیه های جداگانه،مقاومت مسلحانه دربلوچستان را محکوم کردند
آیا فرقی بین مقاومت مسلحانه ومبارزه مسلحانه هست؟
این سوالی است که همه ما با آن درگیرهستیم وبه گمان من جواب درستی برای آننیافته ایم.
ما بلوچ ها اعتقاد به مبارزه مسالمت آمیزبرای رسیدن به حقوق خود داریم و تا حد امکان ازاصول آن نیز پیروی کرده ایم ومی کنیم. زیرا پیروی ازاصول مبارزهمسالمت آمیزمنطقی ترین راه حصول حقوق سیاسی- اجتماعی استمسلمانان بوسني و ھرزگووين در سالھاى ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۳ نيز از اين اصل پيروى کردند٬ و به مدت ۳ سال قربانى سربھاى ناسيوناليست شدند٬ تا جايى که نزديک به دويست ھزار نفر از مردم بوسنى بدست جلادان ناسيوناليست سرب قتل عام شدند و اتحاديه اروپا و امريکا به تحريم تسليحاتى مردم بوسنى ادامه داد٬ وقتى که اتحاديه اروپا و امريکا دست از تحريم تسليحاتى مردم بوسنى برداشت ديگر خيلى براى قربانيان اين جنگ جھنمى دير شده بود ولى مردم بوسنى با امکانات تسليحاتى اندکى که داشتند توانستند جلوى قتل عام صدھا ھزار انسان ديگر را بگيرند. مسلمانان بوسنى به مبارزه مسلحانه روى نياورده بودند که يک ديکتاتور را براندازند بلکه از جان خود دفاع ميکردند و کسى نميتوانست آنھا را تروريست بخواند چونکه مبارزه مسلحانه نميکردند بلکه مسلحانه از مردم خود در مقابل ھجوم و حمله ناسيوناليستھاى سرب دفاع ميکردند.
بنابر اين براى جھان و سازمان ملل متحد منطقى بود که حق دفاع مسلحانه مردم بوسنى را به رسميت بشناسند.ما بلوچھا در ايران سرنوشت مشابھى با مسلمانان بوسنى داريم٬ ما به ايران حمله نميکينيم و نکرده ايم بلکه تشيع٬ امامت و امت به مردم بلوچ يورش آورده است که بنياد بلوچ و مذھب سنى را در بلوچستان از بيخ بکند.ما مردمى صلح طلب٬ قانع به آنچه که درايم و دور از دغدغه ھاى سياسى ھستيم٬ اين رژيم ملايان امام زمان است که به خانه و مسجد ما ھجوم آورده است٬ اين سربازان گمنام امامت و امام زمان ھستند که جوانان بلوچ مارا به جوخه اعدام و چوبه دار ميفرستند
.اين شياطين ولى فقيه ھستند که کودکان بلوچ را به رگبار مسلسل مي بندند٬ اين مأموران ولي فقيھ ھستند که کشتن بلوچھا را مصلحت نظام ميدانند. ھر انسانى حق دارد از خانه خود٬ زندگى خود٬ از خانواده خود٬ از سرزمين خود دفاع کند٬ چه اين دفاع مسلحانه باشد يا مسالمت آميز. قانونھاى جنايى غربى اعم از آمريکا و اروپا به شھروندان خودشان حق دفاع مسلحانه را ميدھند٬ به عنوان مٽال در آمريکا اگر به منزک کسى تجاوز شود٬ صاحب خانه حق دارد که مھاجم را به رگبار ببندد و محاکمه نيز نشود.براى دفاع از حقوق شھروندان است که در آمريکا شھروندان اجازه حمل سلاح دارند.
اين نوع دفاع٬ مبارزه مسلحانه ارزيابى نميشود. آمريکا و اروپا به خود اجازه ميدھند که تروريستھا را در ھر کجاى دنيا که باشند نابود کنند٬ چرا؟
براى اينکه از کشور خود٬ شھروند خود و از خانواده خود دفاع کنند. پس چرا بلوچ اجازه دفاع از سرزمين٬ شھروند و خانواده خود را نداشته باشد.ما بلوچھا به ايران حمله نکرده ايم٬ ما ھيچ بخشى از خاک ايران را اشغال نکرده ايم بلکه رژيم ولايت سفيه است که به ما حمله ور شده وقانونھاى جھل و عصر حجر را بر ما تحميل ميکند و ھيح راھى براى اعتراض مسالمت آميز و مذاکره براى ما نگذاشته است٬ ھمه راھھاى گفتگو را بسته است٬ بنابر اين تنھا راه گفتگو با اين رژيم جھل وجنايت٬ مقاومت مسلحانه است٬ به فعاليتھاى بلوچھا در اعتراض به ستمھاى ملى٬ مذھبى٬ فرھنگى٬ اجتماعى و سياسى مبارزه مسلحانه گفته نميشود بلکه مقاومت مسلحانه گفته ميشود٬ چونکه اين رژيم سفاک فقط به مقاومت مسلحانه جواب ميدھد.
تا امروز تنھا راه گفتگو با سردمداران رژيم ولايت سفيه مقاومت مسلحانه است. دولت جمھورى اسلامى حتى اجازه فعاليت خيريه و امدادى به بلوچھا براى کمک رساندن به افراد آسيب ديده طوفان گونو را در بلوچستان نداد٬ که تصور چنين رفتارى براى ھر انساى که از ھر مسلک و مرامى باشد امکان بذير نيست.
چرا به سازمانھاى امدادى و خيريه بلوچ اجازه فعاليت کمک رسانى نميدھد؟مقاومت مسلحانه بلوچھا تحت ھيچ منطقى قابل محکوم کردن نيست٬ تا زمانى که مقاومت مسلحانه بلوچھا شکل تھاجمى بر عليه دولت ايران نگيرد به اين معنى که بلوچھا وارد نبرد مسلحانه براى تسخير شھرھاى ايران فارس نشين ايران نشوند٬ مقاومت مسلحانه بلوچھاطبيعت تدافعى خواھد داشت و ھيح دولت و سازمانى آنھا را مقصر براى دفاع از خود نخواھند دانست. و بلوچھا امکانات حمله تھاجمى بهشھرھاى ايران نيز ندارند.اين بايد دليل ما بلوچھا باشد که جنگ ما با جمھورى اسلامى مقاومت بر عليه ستم ملى٬ مذھبى٬ سياسى٬ اقتصادى و اجتماعى است و يکمقاومت دفاعى است و نه تھاجمى٬ و مقاومت مسلحانه حق طبيعى ماست.

۱۳۸۸ آبان ۱۹, سه‌شنبه

پيش بسوی تشکيل حکومتهای ملی

تاريخ پرفاجعه هشتاد ويک ساله ايران بيانگرآزمايشی است سياسی و ضدبشری که به قيمت جان و زندگی ميليونها انسان تمام شده است. تمرکز قدرت در تهران و بدست فاشيستهای زرپرست و تنگ نظرفارس دهها ميليون بلوچ، کرد، ترکمن، لــُر، ترک و عرب را از زندگی عادی محروم کرده است. حکام شونيست و برتری طلب فارس از پيشرفت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم غير فارس آگاهانه جلوگيری کرده اند تا هر چه زودتر آنها را آسيميله کرده و در فرهنگ عجيب وغريب فارس حل کنند.


حاکميت فاشيستی و نامشروع آخوندی با بکارگيری منابر و مساجد، سپاه مافيايی و اطلاعات، زر و تزوير، شکنجه گاه و زندان، قتل و غارت خود را جاهلانه حکومتی ابدی قلمداد کرده است.


خوشبختانه و به همت و اراده راسخ ميليونها انسان آگاه و بپاخاسته "ابديت" اين حکومت کوتاه مدت خواهد بود و الحمدالله از " امام زمان" دروغين هم تا ابد خبری نيست.



نويسندگان و تحليلگران شونيست فارس چه دولتی و چه غير دولتی، چه مذهبی و چه لائيک به شرايط بحرانی و فاجعه بار کنونی در ايران و ماهيت حاکميت آخوندها در دهها مقاله و تحليلهای طلبکارانه پرداخته اند تا زمينه را برای ادامه تسلط شونيسم ضد بشری فارس فراهم کنند. اگر چه برخی از اين دسته خود را در صف اپوزيسيون می دانند اما همسويی شان با سياست های تنگ نظرانه و قرون وسطايی آخوندها آشکار است. در ضديت با مليتها از فاشيستهای حاکم نيز سبقت می گيرند. در اين مورد کافی است به تئوری بافی های برخی از فسيلهای سياسی خارجه نشين بخصوص سلطنت طلبان و آخوندهای توده ای ـ اکثريتی، در مورد بلوچستان دروبسايت هايشان توجه کنيد.


اگرچه برخی از اين آقايان بيش از يکربع قرن است که در جوامع آزاد اروپا و امريکا زندگی می کنند اما باز هم تئوريهای کهنه و برتری طلبانه ای را که در ايران داشتند، نشخوار می کنند.
هنوزهم دير نيست و اين تئوريسين ها می توانند به خود اندکی زحمت دهند و بيانيه حقوق بشر را برای يک بار هم که شده بخوانند و احترام به خويش و ديگران را بياموزند.




اين باصطلاح تحليلگران وقاحت را بدانجا کشانده اند که با ناديده گرفتن سرکوب و کشتار بيرحمانه مردم بلوچ و بی توجهی به تبعيض های آشکار در بلوچستان و بدون شناخت ازمردم بلوچ و مبارزات آزاديخواهانه و ملی بلوچستان، ميليونها بلوچ راعوامل بيگانگان و مبارزان ملی ما را "تروريست" می دانند و خواهان سرکوب بيشتر مردم بيگناه مان هستند.


اين نمونه ای از پديده شوم فاشيسم فارس است که مخالف ابتدايی ترين حقوق بشری است.


تسلط مطلق اين پديده افراطی بر دستگاه فاسد دولتی ايران که محکوم به فناست ، حق حيات و زندگی عادی را از ما بلوچها سلب کرده است. اعدامهای خودسرانه صرفا بخاطر بلوچ و سنی بودن، ترورهای روزانه، قطع دست و پاهای فعالين ملی و سياسی، تحقير و تمسخر ميليونها بلوچ، تبعيض های آشکار، کشتار جنون آميز پير و جوان، همه کاره بودن اطلاعات و سپاه مافيايی، سرمايه گذاری کلان در احياء سيستم از بين رفته قبيله ای و سرداری، پخش اسلحه دولتی بين باندهای تبه کار زابلی، فارس تازی اوباشان زابلی در سرزمين اجدادی مان بلوچستان و جنايات نامحدود شان بلوچستان را به شکنجه گاه زندان بزرگ ايران بدل کرده است.



گروهی از شونيستهای بی قدرت که رؤيای بقدرت رسيدن را دارند، با بيتابی گلايه می کنند که چرا مردم غير فارس در "جنبش سبز" شرکت نمی کنند تا با سرنگونی حاکميت آخوندی باز زمينه روی کار آمدن گروهی ديگر از شونيستها فراهم شود.



به اين آقايان بايد صراحتا گفت که خيلی زبل تشريف دارند. اگرتا بحال به خود نيامده و درک نکرده اند، توجه داشته باشند که مشکلات ملل غير فارس با رفتن احمدی نژاد فالانژ و روی کار آمدن موسوی يا کروبی حل نخواهند شد. اساسی ترين مشکل از مجموعه مشکلات پيچيده در ايران، تمرکز قدرت در تهران و حاکميت مطلق فاشيسم مذهبی فارس است.



به ملل و افراد غيرفارس احترام قائل نمی شوند وحتی سران حکومتی آشکارا به تحقير و تمسخر مردم غير فارس می پردازند. حکام خودکامه و فاقد صلاحيت با غريزه های ابتدايی برتری طلبانه و زياده خواهانه زندگی ميليونها انسان را فدای منافع فارسها می کنند.


شونيستهای فارس و فاشيستهای افراطی با نقابهای مختلف باز هم سعی در فريبکاری دارند. به همين دليل است که در مسير مبارزه با رژيم لازم است تا به فکر آينده يعنی بعد از اين حاکميت قرون وسطايی نيز باشيم.


ديگر نبايد به فاشيستهای افراطی تنگ نظر فارس مجال داده شود تا پروسه آسيميلاسيون را که ازآخوندها به ارث می برند ، ادامه دهند. به آنها نبايد اجازه داد تا به خاطرمنافع فاشيستهای پايتخت نشين ميليونها انسان غير فارس را باز هم قربانی کنند.



استفاده از تجارب تاريخی برای استقرار دمکراسی و احقاق حقوق مليتها جنبه حياتی دارد. با مشارکت و تصميم هر ملتی و اقدامات عملی مؤثر هرگز فرصت آن به فاشيستهای فارس داده نشود تا باز هم بعد از جمهوری اسلامی با همکاری قدرتهای خارجی، قدرت سياسی را در تهران متمرکز کنند.



نمايندگان آينده فارس بايد به وجود و حقوق ملل همسايه يعنی بلوچ، کرد، عرب، ترکمن و ترک آذری احترام بگذارند. در غير اينصورت در يزد ، اصفهان ، شيراز و بخشهايی از تهران منزوی خواهند شد.
مردم فارس بايد دريابند و بفهمند که مليتهای همسايه به آقا بالا سر و قيم نياز ندارند. آنچه نياز است در وهله اول خروج فوری نمايندگان سياسی تهران و اشغالگران سرکوبگر فارس ازبلوچستان و ديگر سرزمينهای اشغالی است.



مردم فارس بايد بفهمند که وجوه مشترک ما با بلوچهای کيچ و گوادر در بلوچستان شرقی به مراتب بيشتر ازوجوه مشترک ما با فارسهای نجف آباد و آباده است.


اين حق مسلم مردم در آذربايجان جنوبی است که اگر بخواهند به آذربايجان شمالی ملحق شوند و کشوری واحد را تشکيل دهند. چرا يک بسيجی شيرازی يا پاسداردارابی ازولايت فارس بلند شود با یک حزب الهی لبنانی بروند تبريز که نه ما نمی گذاريم؟


اگرمردم ترکمن صحرا نيز بخواهند با ترکمنستان شمالی متحد شوند اين مسئله و انتخاب ترکمن ها قابل احترام است وهيچ ربطی به "جيش مهدی" يا حسن نصرالله مفت خور ندارد.




جذب بيشتر و شامل کردن نيروهای جوان و فداکار در صفوف مبارزان ملی با در نظر داشتن و رعايت دقيق مسائل امنيتی چه در کردستان و بلوچستان، چه در آذربايجان و ترکمن صحرا، چه در لرستان و الاحواز مناسب ترين جواب به فاشيستهای فارس است. گسترش هشيارانه احزاب مردمی و سازمانهای ملی باعث گسترش مبارزات حق طلبانه ملی و تضمينی برای آينده آزاد است.



سايت رسمی حزب دمکرات کردستان بيانگر اخباری در مورد آموزش سياسی و نظامی نيروهای جديد حزب در کردستان است. جذب و آموزش نيروهای جوان نشانی از آينده نگری، عملکرد سنجيده ومسئولانه رهبری حزب دمکرات کردستان است.



در بلوچستان نيز خوشبختانه روز به روز تعداد بيشتری از جوانان آگاه و مسئول بلوچ به صفوف مبارزان ملی و سرمچاران می پيوندند. جوانانی که با تمام وجود تجربه کرده اند و به اين نتيجه رسيده اند که راهی جز مبارزه برای رسيدن به آرمانها و حقوق ملی مان نداريم.


اوضاع بلوچستان چنان از کنترل حکام تهران خارج است که مجبور شده اند سپاه مافيايی پاسداران را مامور امنيت اشغالگران در بلوچستان کنند. اما جنبش رو به گسترش بلوچستان موفق شده تا ضربات مهلک و بی نظيری بر پيکر پوسيده سپاه مافيايی پاسداران وارد کند.


در اثر عجز و ناتوانی سپاه مافيايی در بلوچستان است که دست به مسلح کردن زابلی های بيگانه در سطحی وسيع زده اند. البته سعی در فريب دادن برخی از بلوچهای بيگناه را هم دارند تا آنان را مسلح کرده و به جنگ با مبارزان ملی و سرمچاران بلوچستان بفرستند ، رهبری اين طرح را نورعلی شوشتری و رجبعلی محمد زاده برعهده داشتند که جفتشان به درک واصل شدند.



جنبش ملی و مردمی عرب درالاحواز نيز سازمان يافته و در حال رشد و پيشرفت است.

فرزندان زنده ياد پيشه وری در آذربايجان جنوبی در حال سازماندهی و صف آرايی ملی هستند . آرمان الحاق و اتحاد با آذربايجان شمالی در شهرتاريخی تبريز و در افکار روشن بسياری ازجوانان ترک زنده است. دانشجويان ترک به درجه ای از ايثار رسيده اند که برای دفاع ازهويت و زبان ملی خويش جان نثاری می کنند.



احزاب ملی ترکمن صحرا نيز زنده هستند و جوانان ترکمن را بسوی آينده ای آزاد سازماندهی می کنند.



متاسفانه ازسازمانها و احزاب مترقی و دمکراتيک فارس که به وجود و حقوق مليتهای دربند احترام قائل شوند،


تابحال خبری نيست.



انسجام و گسترش تشکيلاتی احزاب ملی در کردستان شرقی، بلوچستان غربی، الاحواز، ترکمن صحرا ، آذربايجان جنوبی بهترين تضمين برای استقرار آزادی و حکومتهای مردمی در منطقه است. جنبشهای سازمان يافته


ملی منطقه هم اکنون در مرحله ای سرنوشت سازهستند، مرحله ای که به يقين می تواند به سرنگونی سيستم مستبدانه مذهبی ـ فاشيستی فارس، تمرکززدايی ، شرکت گسترده مردم در انتخابات، تشکيل مجالس و حکومتهای ملی در بلوچستان، کردستان، الاحواز، آذربايجان و ترکمن صحرا بيانجامد..




پروشت ءُ پروش بات ايران ءِ شيعی ـ فاشيستی حکومت

آزات ءُ آباد بات گنجين بلوچستان

محمد کريم بلوچ

نوامبر ۲۰۰۹


۱۳۸۸ آبان ۱۴, پنجشنبه

وظيفه شورای امنيت سازمان ملل متحد چيست؟

وظيفه شورای امنيت سازمان ملل متحد چيست؟

پس ازانقلاب ايران واشغال سفارت آمريکا درتهران، روابط جمهوری اسلامی ايران با غرب دچاراختلال شد. رژيم تهران آمريکا را شيطان بزرگ وسازمان ملل متحد را ارگانی دنباله روازسياستهای استکباری ناميد وهرچه ازدستشان برميآمد، برعليهشان دريغ نميکردند.

اين تنش همچان ادامه دارد وبخصوص با بحران هسته ای ايران افزايش يافته است. واما موردی که اخيراً جلب توجه ميکند، اينکه پس ازهراتفاقی که برعليه رژيم ايران دربلوچستان صورت ميگيرد، شورای امنيت سازمان ملل متحد فوراً تشکيل جلسه ميدهد وبه محکوم ساختن آنها ميپردازد وبه سران حاکميت جهل واستبداد تهران تسليت ميگويد.

هيچ بلوچی خواهان خشونت ودست زدن به عمليات انتحاری نيست. بلوچها مردمانی صلحجوهستند وهمواره توسط دولت مرکزی مورد تهاجم وچپاول قرارگرفته وناچاربه دفاع ازخود گشته اند. تا کنون ۳ عمليات انتحاری دربلوچستان توسط جندالله صورت گرفته است که هريک ازآنها دارای چنين ماهيتی بوده اند.اگربلوچها به جرم بلوچ بودن دسته دسته دستگيرواعدام نميشدند واجازه مبارزه مدنی ميداشتند، هرگزدست به اسلحه نميبردند وبا دست زدن به عمليات انتحاری، جان شيرين خويش را فدای آرمانهای مردم خويش نميکردند.

تقريباً همه روزه درافغانستان، پاکستان وعراق افرادی دست به عمليات انتحاری ميزنند ومشخصاً مردم عادی قربانيان اين حملات هستند. بطورمثال ديروزصبح درعملياتی انتحاری دريکی ازبازارهای پشاورپاکستان، بيش از۱۰۰ نفرزن وکودک به قتل رسيدند. چند روزپيش نيزدرعملياتی مشابه دربغداد، بيش از۱۵۰ نفرکشته شدند. درکابل نيز.... سازمانها ودولتهای مشخصی اين اقدامات را تقبيح کردند ولی
ازنشست اضطراری شورای امنيت سازمان ملل متحد وصدوربيانيه درمحکوم کردن آنان خبری نبود و با بستگان اين قربانيان نيزاظهارهمدردی نشد.

آنچه مايه تاسف ميباشد اينکه شورای امنيت سازمان ملل متحد تاکنون نسبت به تمام جناياتی که توسط حکومت آخوندها، برعليه مردم بلوچ دربلوچستان صورت گرفته وميگيرد، مهرسکوت برلب زده وبلافاصله پس ازهلاکت چند پاسدارجنايتکار، تشکيل جلسه داده وبه ياری استبداد تهران ميشتابند وآنها را دلگرمی ميدهند تا بازهم دربلوچستان جنايت کنند وبه حيات رژيم تبهکارخويش ادامه دهند. چرا؟

شورای امنيت سازمان ملل متحد، بهتراست به جای پرداختن به اين مسائل وحمايت ازرژيم جهل تهران، وقت خويش را صرف حل بحرانهای حادتری که صلح جهانی را به مخاطره می اندازند، و يا تهديدهائی همگانی هستند، بپردازد. برای بحران هسته ای ايران چاره جوئی کند. گرسنگی جهانی را مد نظرقراردهد. به محيط زيست بپردازد. برای مداوای بيماری ايدزو... چاره ای بينديشد. ويا مهم ترازهمه، وظيفه شورای امنيت سازمان ملل متحد چيست؟


کريم بلوچ

۳۰ اکتبر۲۰۰۹



آغاز فعاليت مجدد تفتان

با سلام و درودچند روزي نتوانستيم در خدمت دوستان باشيم و خبر رساني كنيم كه از اين بابت از همه پوزش مي طلبيم و اميدواريم به بزرگي خود ما را ببخشند و از امروز باز با تازه ترين اخبار بلوچستان و مبارزات در خدمت شما كاربران گرامي خواهيم بود و اميدواريم در اين مبارزه ما را ياري دهيد.
با تشكرمديريت آژانس خبري تفتان